معين الدين نطنزى

138

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

به ايشان زبان يكى كرد و تبارزه را بدست داد تا چنانچه مشهور است پايمال نهب و تاراج كرده مراجعت نمودند . در بهار آن سال احمد به تبريز معاودت كرد . غير از عمارت قديمه هيچ معمورى نيافت . به تدارك و اصلاح مشغول شد . هنوز به صد يك آنچه بود نرسانيده بود كه آوازهء ايلغار لشكر جرار حضرت سلطان غازى برسيد و بالكل از حضور برآمده روى به بغداد نهاد . و بعد از آن چندان اختلال به حال او راه‌يافت كه يك روز دم خوش نزد . گاه آواره در مصر ، گاه آواره در روم مىگرديد ، - چنانچه شرح هريك از آنها در محل خود خواهد آمد ، - تا عاقبت بعد از وفات حضرت سلطان غازى به درگاه دولت پناه حضرت سلطان - خلّد اللّه ملكه - ملتجى شد . حضرت سلطان نيز بر كرم عميم خود لازم دانست كه تخت آذربايجان را از دست تركمان استخلاص دهد . او از تهتّكى كه داشت تعجيل نمود و در تبريز به دست يوسف تركمان به تاريخ سنهء ثلاث عشر و ثمان‌مايه ( 813 ه / 1410 م ) كشته شد . شصت و . . . سال عمر داشت و سى و چهار سال حكومت كرد . ذكر سيرت طاهر بن احمد بن اويس پدرش او را مصاحب انطون نام غلامى در قلعهء النجق گذاشته مدت يازده سال در آن حصن حصين بسر برد . اميرزاده اميرانشاه ، سنجر بن حاجى سيف الدين را با جمعى نامزد محاصرهء او گردانيده بود . سيد على كه در جلگهء شكى بود ، بيامد و او را از آن محاصره بازرهانيد . چند وقت در گرجستان بسر برد و از آنجا به بغداد رفت . چون به واسطهء بعدى كه از پدر داشت وحشى الطبع شده بود به اغواى جمعى از مفسدان قصد پدر كرد و از شئامت آن نيت بد ، روزى با اسلحهء مكمل از جسرى مىگذشت ، ناگاه در آب افتاد و غرق گرديد و بمرد . بيست و هفت سال عمر داشت اما هيچ حكومت نكرد . ذكر سيرت علاء الدّولة بن احمد بن اويس در صغر سن حضرت سلطان غازى او را به اشارت به سمرقند برد . دو سال در